دولت فیلم 500 میلیونی را با بودجه میلیاردی می‌سازد/نگه داشتن بچه‌ها در سینما به‌زور چیپس و پفک

ایرانگرد نیوز: در میزگرد بررسی چالش‌های سینمای کودک که  درباره مسایل مختلفی چون مدیریت کلان در سینما و تاثیر آن بر سینمای کودک، نبود حمایت کافی از تولید و اکران فیلم‌های کودک، همکاری ضعیف نهادهای مختلف مربوط به کودکان در حوزه سینما و … به بحث گذاشته شد.

 

مقوله سالن سازی در سینمای ایران متناسب با فضا و معماری سینمای کودک، لزوم همکاری بیشتر نهادها و مراکر فرهنگی مربوط به کودک، دلایل موفقیت سینمای ایران به وِیژه سینمای کودک در دهه 60 و بی انگیزه شدن فیلمساز مستقل برای ساخت فیلم هایی با موضوعات کودک پس از این دهه، دلایل کم کاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و …. از جمله مباحثی بود که بخش عمده ای از آن در مجموع این نشست ها مطرح شد.

 

اما آنچه مورد اتفاق نظر حبیب کاوش سخنگوی شورای صنفی نمایش، حسن نجاریان قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی، هادی یقین‌لو مدیرکل امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و وحید گلستان رئیس گروه تولید فیلم آموزشی وزارت آموزش و پرورش بود ضرورت تشکیل اتاق فکر مستقل در سازمان سینمایی و اجماع نظر درباره مسائل مختلف سینمایی بود.

 

نوع فعالیت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از دیگر بحث ها در این نشست بود. در این بخش عنوان شد کانون به عنوان یکی از مراکز مهم تهیه و تولید فیلم در دهه 60 بوده است تاجاییکه سینمای ایران با تولید فیلم هایی چون “خانه دوست کجاست”، “باشو غریبه کوچک” و “دونده” برای کودک و درباره کودک در دهه 60 در دنیا شناخته شد اما در دو دهه اخیر حضور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در حوزه تولید فیلم های بلند سینمای کودک کم رنگ بوده است. حبیب کاوش یکی از دلایل وجود چنین روندی را تغییرات ایجاد شده از اواخر دهه 60 در این مرکز فرهنگی و هنری عنوان کرد.

 

هادی یقین لو که به عنوان نماینده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در این نشست حضور داشت اظهار نظر کاوش را تایید نکرد چراکه معتقد است فیلم هایی که در دهه 60 توسط کانون تولید می شد تعریف کارمندی داشت اما این تعریف در اواخر این دهه تغییر کرد و تولید فیلم در کانون به شکل برون سپاری انجام شد و از سوی دیگر وزارت ارشاد به عنوان متولی فرهنگ و هنر تعاملی با کانون برقرار نکرد و آنچه در طول این مدت تولید شد براساس اعتبارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوده است.

 

مشروح بخش پایانی این نشست به شرح زیر است:

 

* جدا از بحث مدیریت کلان در سینما که تا اینجا مطرح شد، سالنهای سینما تا چه اندازه آمادگی پذیرایی از سینمای کودک را دارند؟ آیا اصولا به داشتن سالن‌هایی ویژه برای نمایش فیلم کودک اعتقاد دارید؟

 

کاوش: در پاسخ به بخش نخست سئوال باید این نکته را متذکر شوم که سالنهای سینمای ایران نسبت به قبل از انقلاب به معنای واقعی نصف شده است و کلان شهری مثل تهران را تنها چند پردیس اداره می‌کنند به همین دلیل قطعا نیاز به سالن برای نمایش فیلم وجود دارد. منتها چون اتاق فکر واحدی نداریم نمی توانیم نیازها را به شکل درست برآورده کنیم.

 

درباره بخش دوم سئوال هم باید بگویم که داشتن سالن هایی ویژه برای نمایش فیلم کودک که با فضاسازی کودکانه طراحی شده باشد یکی از ضرورت‌ها است.

 

وجود سالن هایی از این دست در دنیا انگشت‌شمار است اما مخاطب کودک در سینمای ایران هم به وجود چنین سالن‌هایی برای تشویق و همچنین دلنشین شدن لحظاتی که در کنار خانواده می‌گذراند نیاز دارد و معماری سالن‌هایی براساس نیاز کودک تا کنون انجام نشده است و متاسفانه کودکان را به زور چیپس و پفک در سالن نگه می داریم تا فیلمی درباره و یا برای کودک را تماشا کند. حالا سئوال من این است که وقتی بدنه سینمای ایران به نتیجه درستی در این زمینه نرسیده است نهادهای فرهنگی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همچنین وزارت آموزش و پرورش چه کاری می توانند انجام دهد؟

 

* آموزش و پرورش در حوزه تولید فیلم کمتر فعالیت داشته اما تلاش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را در حوزه سینما نمی توان نادیده گرفت و از انصاف نگذریم که سینمای کودک در اوایل انقلاب مدیون این مرکز است.

 

کاوش: من هم با شما هم نظر هستم که سینمای کودک در بدو انقلاب با این مرکز شناخته شد اما عملکرد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از یک دوره به بعد دستخوش تغییر شد و جز چند فیلم خوب در حوزه سینمای کودک بقیه آثار از این قاعده مستثنی نبودند و گرفتار روشنفکری شدند و در نهایت تولیدات این مرکز در ژانرهای مختلف طی سالهای متمادی به فرصتی برای بیان مسایل فلسفه و منطق در قالب فیلم تبدیل شد.

 

نجاریان: برخلاف نظر آقای کاوش معتقد هستم که تولیدات دهه 60 سینمای کودک شامل نگاه روشنفکری که از آن یاد می کنید، نمی شد.

 

کاوش: تا اندازه‌ای موافق هستم اما نه درباره همه فیلم‌ها. تا سال 1362 سینمای ایران برای ساخت فیلم در ژانرهای مختلف سینمایی چون سینمای جنگ، سینمای خانوادگی، فیلم های کودک و… یک ریال تاکید می کنم حتی یک ریال رایانه دریافت نمی کرد نه تنها یارانه ای نمی گرفت بلکه 25 درصد هم از فروش بلیت های خود را به عنوان مالیات می داد ضمن اینکه صاحب فیلم برای نگاتیوهایی که از خارج از کشور وارد می شد نیز به طور غیر مستقیم مالیات پرداخت می کرد. اما متاسفانه سینمای ایران در حال حاضر دولتی است حتی آثاری که توسط بخش خصوصی نیز ساخته می شود باز به نوعی وابسته به منابع مالی دولت است.

 

* از نظر شما به عنوان کارشناسان این امر، چرا سینمای کودک ایران از دوران طلایی خود که برآن اتفاق نظر دارید فاصله گرفته و در حال حاضر به این نقطه رسیده است؟

 

کاوش: به اعتقاد من سینمای ایران از سال 1362 به بعد رفته رفته از مردم فاصله گرفت و میل شدیدی به دیده شدن در جشنواره های خارجی پیدا کرد و طبیعی بود که ادامه این روند به معنای از دست دادن مخاطب های داخلی بود. بنابراین بعد از اینکه فیلمسازان سینمای ایران چشم به جشنواره های خارجی دوختند دولت مجبور شد برای اینکه این سینما از نفس نیفتد بودجه به بدنه سینما تزریق کند و خوب بعد از چندین سال که از آن دوران می گذرد شاهد هستیم که سینمای ایران در بخش های مختلف دولتی شده است.

 

* اگر از دوران طلایی سینمای ایران نام می‌بریم به این دلیل است که فیلمسازان انگیزه داشتند اما این انگیزه در طول سالها از بین رفت و اصولا یکی از دلایل رو آوردن به جشنواره ها از بین رفتن همین انگیزه ها بود. چرا؟

 

کاوش: چون دولت تامین هزینه می کرد و دیگر سینماگران انگیزه ای برای دویدن نداشتند. ضمن اینکه برای بررسی این معضل باید به طور دقیق بررسی کرد که اصولا چرا این چرخش ایجاد و سینما از مردم جدا شد چون یک دلیل آن حمایت‌های بی دریغ دولت از فیلمسازان بود.

 

به همین دلیل است که می گویم سینمای ایران باید مدیریت یکپارچه داشته باشد تا بدانیم چه می کنیم و بتوانیم از ظرفیت هایی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و آموزش و پرورش در کنار بنیاد سینمایی فارابی در حوزه سینمای کودک به درستی بهره ببریم بنابراین اگر برای پراکندگی فعالیت های سینمایی در نهادهای مختلف یک تعریف واحد پیدا کنیم قطعا به نتایج بهتری خواهیم رسید.

 

نجاریان: درباره مقوله جذابیت در سینمای ایران برخی موارد پنهان ماند. مثالی می زنم. ببینید فیلمی مانند “هیس! دخترها فریاد نمی زنند” از جمله فیلم هایی است که روایت نمونه ای از کودک ایرانی در مقطعی است که در آموزش و پرورش رشد می‌کند. به همین دلیل این فیلم بسیاری از دغدغه های آموزش و پرورش، قوه قضاییه، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بیان می کند.

 

جدا از بنیاد سینمایی فارابی اتفاقا ساخت موضوعاتی از این دست در وهله نخست باید دغدغه آموزش و پرورش و بعد نهادهای دیگر باشد به همین دلیل است که معتقدم آموزش و پرورش باید در حوزه تولید فیلم وارد شود. در واقع این نهاد آموزشی که عنوان وزارتخانه را بر خود دارد باید در چرخه تولید فیلم با موضوعات مرتبط هم وارد شود. به نظر من این دغدغه باید در این نهادها وجود داشته باشد چون سود این فیلم ها را اول کودکان و نوجوانان می‌برند و بعد هم آموزش و پرورش. از همین رو باید دست در دست هم دهیم و از این پتانسیل ها که وجود دارد بهترین استفاده را بکنیم.

 

* برای رسیدن به این منظور باید فرهنگسازی هم صورت گیرد.

 

نجاریان: قطعا نیاز به فرهنگسازی داریم. بستن کمربند چگونه الزامی شد تنها با آموزش از طریق تلویزیون و ساختن انیمیشن های کوتاه چون “سیاساکتی” و رفته رفته بستن کمبربند به یک فرهنگ تبدیل شد. به همین دلیل باید از طریق ساخت تیزر و پخش آنها در تلویزیون فرهنگ فیلم دیدن در سینما به خصوص سینمای کودک را رواج داد.

 

*بنیاد سینمایی فارابی در این زمینه چه فعالیتی به انجام رسانده است؟

 

نجاریان: مجموعه انیمیشن هایی با عنوان “بزن بریم سینما” توسط بنیاد ساخته شده است که در این انیمیشن ها مخاطب سینما را تشویق می کنیم به جای دیدن فیلم توسط دی وی دی به سینما بروند و اتفاقا هدف اصلی در این مجموعه انیمیشن ها هم کودکان هستند و از آنها می خواهیم که از بزرگترها درخواست کنند برای دیدن فیلم به سینما بروند. حالا هریک از نهادها به سهم خود باید در این فرهنگسازی سهیم باشند.

 

* آقای کاوش از شما به عنوان نماینده شورای صنفی نمایش می‌پرسم؛ این شورا برای حمایت و دیده شدن سینمای کودک چه مشاوره ویژه ای را می دهد؟ شما چه سیاست‌هایی را برای اکران بهتر همین تعداد اندک فیلم‌های کودکی که ساخته می‌شوند، دارید؟ خیلی‌ از کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگان معتقدند شورای صنفی نمایش بدترین زمان‌های اکران را برای فیلم کودک در نظر می‌گیرد و در چینش فیلم‌ها برای اکران فقط به سینمای تجاری توجه دارد.

 

کاوش: فیلم ابتدا برای دریافت پروانه نمایش به وزارت ارشاد می‌رود و بعد از اینکه پروانه نمایش گرفت به دفتر پخش می رود و اگر پخش‌کننده مسئولیت اکران فیلم را به عهده گرفت با پنج گروه سینمایی وارد مذاکره می شود و اگر فیلم پرفروش به نظر برسد پخش‌کننده با یکی از سرگروه‌های سینمایی قرارداد می بندد و زمانی که قرارداد بسته می شود، شورای صنفی نمایش در جریان قرار می گیرد که پخش کننده با گروه سینمایی قرارداد بسته است و بعد شورای صنفی نمایش فقط ناظر خواهد بود تا بندهای قرارداد بین سینمادار و صاحب فیلم درست اجرا شود و البته در مواردی توصیه هایی هم می کند.

 

گلستان: یعنی شورای صنفی نمایش دخل و تصرفی در برنامه ریزی برای اکران فیلم ها ندارد؟

 

کاوش: به هیچ عنوان.

 

گلستان: از این جهت می گویم که از آبان سال 1390 هیچ فیلم کودکی اکران نشد اما شاهد بودیم که در آبان ماه سال گذشته به طور همزمان چند فیلم کودک از جمله “کلاه قرمزی و بچه ننه”،”اختاپوس”،”آدم آهنی” و “بر بال فرشتگان” با یکدیگر اکران شد. در واقع به نظر می رسد برنامه‌ریزی مناسبی برای اکران فیلم ها صورت نگرفته است.

 

کاوش: گاهی اوقات بدون اینکه شورای صنفی نمایش متوجه باشد سه صاحب فیلم سه قرارداد فیلم کودک می‌بندد و جالب این است که در همان دوران که به آن اشاره کردید دو فیلم متعلق به بنیاد سینمایی فارابی بود و زمانی که متوجه این تداخل شدیم تنها توانستیم اکران یکی از فیلم ها را به تعویق بیندازیم. بنابراین شورای صنفی نمایش تنها زمانی متوجه اکران فیلم ها می شود که قرارداد بسته باشند بنابراین این شورا به هیچ عنوان حکم صادر نمی کند.

 

*جدا از بحث مکانیسم عمل شورای صنفی نمایش، برخی از سینماداران هستند که به طور آزاد فعالیت می کنند و آنقدر با مشکلات مالی هم مواجه هستند که از اکران فیلم‌هایی که در سرگروه‌های اصلی مخاطب ندارند نیز استقبال می کنند تا شاید اندکی از خرج سالن‌های خود را هم درآوردند. شورای صنفی نمایش در این زمینه چه کمکی می کند؟

 

کاوش: سینماهای آزاد دخالتی در اکران فیلم ها ندارند چراکه سینمای آزاد تعریف متفاوتی در اکران دارد. در واقع این سینماها از جمله سینماهای درجه دو و سه هستند که پشت صف اکران می‌ایستند و زمانی که فیلمی از اکران برداشته می شود ادامه نمایش در سینماهای آزاد انجام می شود. بنابراین سینماهای آزاد ربطی به جریان روز اکران ندارند.

 

ضمن اینکه شورای صنفی نمایش اول تابستان به همه نهادها و ارگان های دولتی و غیر دولتی اعلام می کند اگر فیلم خوبی دارید اعلام کنید تا بتوانیم تا آنجا که می توانیم در اکران حمایت کنیم و فیلم کودک هم از این قاعده مستثنی نیست و قطعا امتیازهایی دریافت خواهد کرد.

 

همین تابستان به همه اعلام کردیم که اگر فیلم کودک دارند اعلام کنند اما نه نهاد دولتی و نه بخش خصوصی هیچیک اعلام آمادگی نکردند. شورای صنفی نمایش هم نمی تواند به اهالی سینما التماس کند که شرایط فراهم است بیایید و فیلم های خود را ارائه کنید.

 

* مسئله چیست که با وجود فراهم بودن شرایط نسبی، نهادهای دولتی پیشقدم نمی شوند؟

 

کاوش: مسئله این است که نهادهای دولتی که صاحب فیلم هستند انگیزه های لازم برای اکران خوب ندارند و یکی از دلایلی که می گویم دولت باید دست از تولید بردارد همین است تا بخش خصوصی برای فعالیت انگیزه پیدا کند.

 

* چرا بخش دولتی انگیزه لازم برای اکران فیلم های خود در شرایط خوب را ندارد؟ مگر آنها از فروش بهتر آثارشان بدشان می‌آید؟

 

کاوش: به این دلیل که بخش دولتی برای ساخت یک فیلم که هزینه‌ای معادل 500 میلیون تومان نیاز دارد بودجه ای بیش از یک میلیارد برمی‌دارد و سود خود را در زمان تولید می‌برد به همین دلیل دغدغه ای برای اکران فیلم و بازگشت سرمایه از طریق گیشه ندارند.

 

چون اغلب این فیلم ها با نگاه به اکران ساخته نشده‌اند زمانی که اکران می شود با شکست مواجه خواهد شد. اتفاقا بنیاد سینمایی فارابی هم از رانت های خود استفاده کرد و فیلم ضعیف “فرزند چهارم” را در بهترین شرایط اکران به خورد مخاطب داد بنابراین آرزوی شورای صنفی نمایش این است که صاحب فیلم و سینماداران فیلم های خود را درست و به موقع اکران کنند.

 

نجاریان: اگر فیلم کودک و یا هر فیلم دیگر قابلیت این را داشته باشد که با مخاطب ارتباط برقرار کند همه سینماداران دنبال این فیلم خواهند رفت و قطعا زمین نخواهد ماند.

 

* اتفاقا منظور من فیلم های روی زمین مانده است.

 

نجاریان: زمانی که با تهیه‌کننده لهستانی برای ساخت فیلم “قطار زمستانی” وارد مذاکره شده بودیم آنها هم گفتند که در طول سال 45 فیلم به کارگردانی فیلمسازان لهستانی می سازند که از این تعداد تنها 15 فیلم به نمایش درمی آید و 30 فیلم دیگر امکان اکران ندارند. واقعیت این است در شرایط فعلی هم در حوزه سینمای کودک و هم سایر ژانرهای سینمایی مشکل مخاطب داریم و سینمادار نمی تواند آپارات سینمای خود را برای 10 نفر تماشاگر در سالن روشن کند و درست به همین دلیل است که روند سینماداری به سوی ساخت سالنهای کوچک گرایش پیدا کرده است.

 

پردیس های سینمایی با سالن‌های مختلف می تواند انواع فیلم را برای انواع مخاطب به نمایش بگذارد این در حالی است که سینمایی چون آفریقا با 1000 صندلی آنقدر مخاطب ندارد که تمام سالن را پر کند.

 

* یکی از ایرادهایی که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گرفته می شود این است که این مرکز در دروه ای در دهه 60 به نوعی متولی سینمای کودک بود اما از دوره‌ای به بعد این اتفاق کم رنگ و رفته رفته خاموش شد. چرا؟

 

یقین‌لو:  یکی از نکاتی که در ساخت فیلم ها در دهه 60 وجود داشت این بود که اغلب فیلم های خوب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چون “دونده” ساخته امیر نادری، “خانه دوست کجاست” به کارگردانی عباس کیارستمی و “باشو غریبه کوچک” ساخته بهرام بیضایی به صورت کارمندی تهیه و تولید می شد.

 

در واقع در آن زمان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بخش ویژه ای در سینما با سمت های مختلف تولیدی چون فیلمنامه نویس، کارگردان، تهیه کننده، تدوینگر، فیلمبردار، مدیر تولید و … داشت که به صورت کارمندی اداره می شد و تولید فیلم به شکل کنونی وجود نداشت و لازم نبود که برای آوردن عوامل از بیرون هزینه شود.

 

* چه اتفاقی افتاد که تولیدات کانون از رونق افتاد؟

 

یفین لو: تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در بخش تولید فیلم های بلند از رونق افتاد وگرنه باقی بخش ها به مجموع فعالیت های خود به صورت کیفی ادامه می دهند. مثلا ما در بخش انیمیشن و فیلم کوتاه خیلی فعال هستیم و موفقیت‌های مختلفی هم نصیب آثارمان می‌شود.

 

* منظور تولید فیلم‌های بلند داستانی در قد و قواره همان تولیدات دهه 60 است.

 

یفین‌لو: در پایان دهه 60 تعریف دولت در بحث استخدام تغییر کرد و دیگر عنوانی چون هنرمند کارمند در دولت وجود نداشت و پروژه‌های سینمایی به صورت برون‌سپاری در اختیار بخش خصوصی قرار می گرفت در نتیجه برای صرفه جویی در هزینه ها تعداد افراد در تولید فیلم های بلند از 65 نفر به عدد 12 رسید. اعتبار مالی لازم برای تولید کیفی در برون سپاری تولیدات تخصیص پیدا نکرد در نتیجه اعتبارات مالی به سوی نهادهای زیر مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چون حوزه هنری، بنیاد سنیمایی فارابی و … سوق پیدا کرد.

 

در آن دهه خیلی از فیلمسازان خوش‌فکر کارمند کانون بودند و در همان چارچوب به ساخت فیلم می‌پرداختند ولی با تغییر سیاست‌ها در حیطه استخدام نیروها، خروجی آثار سینمایی هم تغییر کرد و همانطور که اشاره کردم به سمت برون سپاری رفتیم.

 

* در واقع مشکلات تامین اعتبار، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را از گردونه تولید خارج کرد؟

 

یقین‌لو: دقیقا. در واقع زمانی که اعتبارات مالی تولید فیلم به سوی نهادهای خاصی پیش رفت دیگر نتوانستیم بار تولید فلیم را به دوش بگیریم، در نتیجه باید از اعتبارات داخلی کانون استفاده می کردیم و طبیعی بود که اعتبار ما در حد ساخت یک فیلم سینمایی نبوده و نیست و در این بخش تنها بحث مشارکت و یا حمایت ویژه از سوی سازمان و یا نهادی از تولیدات کانون مطرح بود.

 

* به همین دلیل است که اغلب تولیدات کانون به چاپ کتاب برای کودکان اختصاص پیدا کرده است؟

 

یقین لو: تولیدات در حوزه نشر و کتاب مانند گذشته به فعالیت خود ادامه داد اما بحث من این است که کانون به دلایلی که عنوان شد مجبور شد اغلب تولیدات خود را به سوی ساخت فیلم کوتاه و انیمیشن ببرد. اما در نگاه کلی اعتقاد دارم برای حل این مشکل باید تعامل سازنده ای بین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سازمان سینمایی برقرار شود. اگر این تعامل به شکل درستی برقرار شود هم بخشی از مشکلات مالی برطرف خواهد شد هم خروجی سینمای کودک هم قوی‌تر خواهد شد. کانون هم می‌تواند از ظرفیت‌های خود بهتر استفاده کند.

 

* سازمان سینمایی در دولت دهم فعالیت خود را آغاز کرد. در این مدت چه اقدام موثری برای ایجاد این تعامل با شما صورت گرفت؟ اصلا سازمان سینمایی کانون را به عنوان یکی از متولیان باسابقه و مهم مسایل کودکان جدی گرفت؟

 

یقین لو: هیچ ارتباطی شکل نگرفت. در واقع طی دو سال گذشته به شکل‌های مختلف سعی داشتیم با سازمان سینمایی تماس و تعاملی داشته باشیم اما پاسخ تلفن و یا نامه مدیران سینمایی کانون را ندادند.

 

امیدوارم در دوره جدید اتفاق های خوبی در حوزه تولید فیلم های کودک در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیافتد زیرا برند سینمای ایران از سوی کانون به دنیا شناسانده شد اما سینمای ایران قدر این مرکز فرهنگی و هنری را ندانست و حیف است این نشان تجاری را از دست بدهیم.

 

سازمان سینمایی باید فکری برای راه اندازی خط تولید فیلم‌های بلند سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بکند و امیدواریم در دولت جدید مسئولان سینمایی ارتباط بهتری با ما داشته باشند.

 

* به عنوان آخرین سئوال، چرا طرح سینما مدرسه با شکست مواجه شد؟

 

نجاریان: طرح سینما مدرسه طرحی بین بنیاد سینمایی فارابی و آموزش و پرورش بود که طی آن قرار بر این بود ساعت هایی از روز به خصوص صبح ها سانس‌های سینما به دانش آموزان اختصاص یابد اما به دلایل متعدد حمایت های لازم از این طرح اتفاق نیافتاد و در نهایت طرح “سینما مدرسه” با شکست مواجه شد.

 

گفتگو از پریسا ساسانی و نیوشا روزبان

Check Also

کشف یک طرح مخفی پشت «مونالیزا»

یک دانشمند به کمک دوربین‌های پیشرفته یک طراحی مخفی در لایه‌های زیرین نقاشی «مونالیزا» کشف …