خاطراتی از رفتن به سینما رکس با کیمیایی تا ماجرای شباهت با آل پاچینو

ایرانگرد نیوز: فیلم سینمایی “گناهکاران” به کارگردانی فرامرز قریبیان که این روزها روی پرده است روایت داستانی پلیسی جنایی است که به اعتقاد کارگردان و فیلمنامه‌نویس آنگونه که باید در اکران مورد توجه قرار نگرفته است. این فیلم درباره دختری به نام مرجان فرازمند معروف به “آسمان” است که به طور مشکوکی به قتل می رسد و این قتل باعث باز شدن پای افرادی به این پرونده می شود که …

 
به بهانه اکران این فیلم با فرامرز قریبیان بازیگر و کارگردان و سام قریبیان فیلمنامه‌نویس “گناهکاران” نشستی در خبرگزاری مهر برگزار کردیم. در بخش نخست این نشست بیشتر درباره وضعیت اکران این فیلم، تبلیغات آن و چگونگی شکل‌گیری فیلمنامه، حذفیات که زمان اکران شامل حال اثر شده و همکاری پدر و پسر صحبت کردیم.

 
یکی از بخش‌های قابل توجه در این گفتگو بیان خاطراتی از سوی فرامرز قریبیان بود. این بازیگر سینمای ایران از روزهایی که با مسعود کیمیایی به سینما رکس آبادان می‌رفتند و فیلم می‌دیدند، سخن گفت.

 
همچنین فرامرز قریبیان به این نکته اشاره کرد که بسیاری از دوستان نزدیکش معتقدند او به آلپاچینو شباهت دارد و جالب اینکه خود او این شباهت را نیز تایید کرد. این بازیگر درباره این شباهت گفت: خودم هم به این نقطه از شباهت با آل پاچینو رسیده ام و جالب اینکه هم سن و سال هم هستیم.

 
بخش دوم و پایانی این نشست را می‌خوانید:

 
* یکی از نکاتی که در میزان استقبال مخاطب از ژانر پلیسی و جنایی تاثیر دارد وجود قهرمان در آثاری از این دست است. شاید یکی از عواملی که باعث شده مخاطب از فیلم‌های پلیسی ایرانی استقبال نکند از بین رفتن نگاه قهرمان‌پروری است.

 
سام قریبیان: یکی از نکاتی که در سینمای ایران از بین رفته وجود قهرمان و قهرمان‌پروری در فیلم ها است. به نظر من آخرین نسل این قهرمان‌ها در سینمای ایران، نسل پدر من بوده است. زمان کودکی و نوجوانی نسل پدر من با فیلم های وسترن و قهرمان‌هایی از آن سینما گذشت و از سوی دیگر قهرمان هایی که ما از سینمای ایران به یادمان مانده مربوط به سینمای دوران جنگ و فیلم‌های اکشن می‌شود.

 
کودکان و نوجوانان امروز قهرمان به معنای واقعی ندارند و قهرمان‌های آنها بتمن و سوپرمن‌های وارداتی هستند. ما نیاز به وجود قهرمان و قهرمان‌پروری در سینمای ایران داریم.

 
* فیلمنامه “گناهکاران” به نوعی برگرفته از سینمای پلیسی آمریکا هم هست. شما هم که سالها در آمریکا زندگی کرده‌اید و در نگارش این فیلمنامه تحت‌تاثیر تجربه زندگی در آمریکا بوده‌اید.

 
سام قریبیان: من فقط 14 سال در آمریکا زندگی کرده‌ام و باقی عمرم را در ایران بوده ام.

 

 
* ولی دوران رشد و نمو فکریتان را در آمریکا بوده‌اید و طبعا این مساله در روند نگارش فیلمنامه بی‌تاثیر نبوده است.

 
سام قریبیان: من سال 1377 بعد از اینکه در یک برنامه تلویزیونی مجری بودم از ایران رفتم و سال 1391 برگشتم. در واقع اوایل دولت آقای خانمی رفتم و اواخر دولت محمود احمدی نژاد برگشتم.

 
من معتقدم بهترین نوع فیلمسازی در ژانر پلیسی، سینمای پلیسی آمریکا است و یا حداقل من به این نوع سینما علاقه دارم و همین علاقه در نگارش فیلمنامه “گناهکاران” بی‌تاثیر نبود. البته ناگفته نماند که این فیلم آمریکایی نیست و اصولا داستانی که مطرح می کند می تواند در هر کشوری اتفاق بیفتد و به همین دلیل است که سعی کردم به هیچ عنوان هیچ المان و فضاسازی مکانی و زمانی از هیچ جغرافیایی ارائه ندهم.

 
فرامرز قریبیان: افراد ناسالم و آدمهای فاسد در هر سیستمی وجود دارند.

 
سام قریبیان: حتی لباس و یا ماشین نیروی انتظامی و هیچ المانی که نشان دهد این فیلم مربوط به پلیس ایران است، نداشتیم و سعی کردیم فضایی غیر از فضای حاکم بر سیستم پلیس ایران را نشان دهیم.

 
این اتفاق در همه جای دنیا می‌افتد؛ مثلا برای ساخت بتمن به شیکاگو می‌روند و نمادهای این شهر را نشان می‌دهند اما در نهایت مهم نیست که داستان در چه جغرافیایی می گذرد چراکه مخاطب قصه را دنبال می کند. بنابراین فکر می کنم که اگر ایرادی به این فیلم گرفته می شود به این دلیل است که در سینمای ایران بیشتر فیلم‌های رئال و اجتماعی ساخته شده و تا اندازه ای از فضای این نوع فیلم ها دور مانده است. در حالی که می توان یک فضای خیالی در فیلمنامه طراحی و در اجرا این فضا را تعریف کرد که اگر اینگونه شود قطعا جذابیت های لازم را نیز ایجاد خواهد کرد.

 
فرامرز قریبیان: به نظر من “گناهکاران” فیلم جذابی است. از نظر منتقدان هم همین است ولی مردم به دلایل چون ساده‌پسندی، فیلم را چندان دوست ندارند.

 

 
سام قریبیان: زمانی که برای دریافت پروانه نمایش این فیلم را ارائه کرده بودیم مسئولان ایراد گرفتند که چرا این فیلم واقعگرا نیست. تعجب من از این بود که این فیلم که به گفته مسئولان واقعگرا نیست با این همه مشکل مواجه شده و حالا اگر واقعگرا بود چه بلایی به سر فیلم می آمد؟!

 
* از چه جهت می‌گفتند واقعگرا نیست؟

 
سام قریبیان: از این جهت که سئوال می کردند کدام پلیس پالتو می پوشد، کلاه شاپو سر می کند و دستکش دست می کند و در نهایت همکار پلیس خود را می کشد.

 
*آقای قریبیان اشاره کردید که تحت تاثیر سینمای پلیسی آمریکا بوده‌اید ولی مشخصا نگفتید زندگی در آمریکا چه تاثیری بر نگارش فیلمنامه “گناهکاران” داشت؟

 
سام قریبیان: من قبل از رفتن به آمریکا تاثیر واقعی را از خانواده گرفتم. قبل از اینکه اجتماع بر تفکر فرد تاثیر بگذارد خانواده روی کودک تاثیر می گذارد و من هم در خانواده ای بزرگ شدم که از جهت فرهنگی سلیقه خاصی بر آن حاکم بود و نوع تفکر پدر و فیلم هایی که می دید قطعا روی نگاه من تاثیر گذاشت.

 
یادم هست که مجموع فیلم “پدرخوانده” را وقتی 6 سال داشتم دیدم. البته در آن زمان متوجه قصه نمی شدم و بعدها دوباره پدر خوانده ها را دیدم. به هرحال پدرم آن سبک از فیلمسازی و سینما را دوست داشت که در من هم تاثیر گذاشت.

 
* با این اوصاف اگر پدر فیلم های دیگری از سینمای کشورهای دیگر چون سینمای هند را دوست داشت قطعا به سینمای هند علاقمند می شدید.

 
سام قریبیان: بی تاثیر نبود. اگر پدرم فیلم های موزیکال هنری دوست داشت شاید من هم سلیقه ام به جای دیگر می رفت.

 

 
فرامرز قریبیان: اتفاقا در زمان نوجوانی فیلم های هندی بازار داغی داشت و در عین حال فیلم های وسترن هم مخاطب خاص خودش را داشت و من به دسته دوم از فیلم ها علاقه داشتم اما نکته این است که اصولا سینمای آمریکا را دوست دارم و تحت تاثیر این نوع سینما هستم.

 
*معمولا در کدام سینماها فیلم‌های وسترن آمریکایی را می دید؟

 
فرامرز قریبیان: یک سینما در چهار راه فردوسی و استانبول وجود داشت که فیلم‌های هندی و مصری نشان می داد و سینمای دیگری در لاله‌زار بود که آن هم فیلم های مصری نشان می داد و باقی سینماها هم فیلم های وسترن نشان می داد و من غیر از این دو سینما در همه سینماها فیلم وسترن می دیدم.

 
یادم هست در آن زمان فیلم هندی “سنگام” خیلی گل کرده بود و همه مخاطبان سینما و تمام کسانی که در عمر خود سینما نرفته بودند سالن تاریک سینما را با این فیلم تجربه کردند اما من راضی نشدم بروم و فیلم “سنگام” را ببینم. اما علاقه زیادی به سینمای آمریکا داشتم و به طور ناخودآگاه تحت تاثیر سینمای آمریکا هستم و در حال حاضر هم پشیمان نیستم.

 
* آیا از ابتدا که تصمیم گرفتید فیلمنامه پسر خود را کار کنید نگاه حمایتی را مدنظر داشتید؟

 
فرامرز قریبیان: به هیچ عنوان چنین نبوده چون معتقدم که حرفه سینما، حرفه گرانی است و نمی توان در این حرفه پارتی بازی کرد و اصولا امکان چنین کاری نیز وجود ندارد. در همه دنیا هم به همین شکل بوده است. مثلا در سینمای هالیوود فرزندان تهیه کننده ها، بازیگران و کارگردان های معروف هالیوود فعالیت می کنند اما تنها تعداد انگشت شماری از این فرزندان در حرفه سینما معروف شدند. بنابراین نمی توان اینگونه برداشت کرد که چون پسرم بوده خواستم با کارگردانی فیلمنامه اش از او حمایت کنم.

 
سام قریبیان: حتی حاضر نشدم در کنار پدر بازی کنم.

 
* اما در “ترانزیت” که همبازی بودید؟

 
فرامرز قریبیان: برای بازی در فیلم “ترانزیت” من پیشنهاد نکردم بلکه من نقش پدر فیلم را بازی می کردم که یک پسر هم داشت و چون نقش پدر و پسر بود از من خواستند که سام با من همبازی شود. من هم از سام پرسیدم که دوست دارد در این فیلم بازی کند او هم ابراز تمایل و در نهایت بازی کرد.

 
در فیلم “شکار خاموش” ساخته کیومرث پوراحمد باز هم پیشنهاد شد و وقتی با موافقت سام مواجه شدم رفتم مدرسه و مرخصی تحصیلی گرفتم تا بتواند در این پروژه سینمایی بازی کند بنابراین من به عنوان بازیگر سینمای ایران برای پسرم در این سینما هیچ کاری نکردم بلکه خود سام تلاش کرده و سالها در آمریکا سینما خوانده است.

 
* در چه رشته ای در آمریکا تحصیل کردید؟

 
سام قریبیان: من در آمریکا کارگردانی خواندم و فوق لیسانس را هم در رشته مدیریت و اقتصاد سینما گرفتم؛ رشته ای که در ایران اصلا تعریف نشده است. در تکمیل حرف پدر باید بگویم که در کنار “گناهکاران” 5 فیلمنامه دیگر نیز وجود داشت اما پدرم از فیلمنامه این فیلم سینمایی خوشش آمد.

 

 
فرامرز قریبیان: حتی سام یک فیلمنامه کمدی داشت که به من پیشنهاد داد که این فیلمنامه را کار کنم و گفت که اگر دوست ندارم کارگردانی کنم تهیه و تولید آن را به عهده بگیرم اما من گفتم اصلا دوست ندارم در این ژانر سینمایی کار کنم.

 
* فیلمنامه بازنویسی نشد؟

 
فرامرز قریبیان: به هیچ عنوان فیلمنامه را بازنویسی نکردم. دقیقا همان فلیمنامه‌ای که نوشته شده بود، کار کردم.

 
*یعنی مشورت هم نمی کردید؟

 
سام قریبیان: هنگام نوشتن مشورت می کردیم اما چارچوب کاملا مشخص بود و نمی توانستیم آن را تغییر دهیم.

 
فرامرز قریبیان: من حاضر نشدم حتی یک خط از فیلمنامه را تغییر دهم. کما اینکه پیشنهادهایی مبنی بر مشارکت در ساخت به شرط ایرانیزه کردن فیلمنامه داشتم اما مخالفت کردم چون می‌خواستم عین متن را اجرا کنم.

 
سام قریبیان: حتی ترکیه رفتیم که سکانس مربوط به کلوپ را عین فیلمنامه فیلمبرداری کنیم.

 
فرامرز قریبیان: در زمان تولید بسیاری از افراد به من می گفتند که یک زیر زمین اجاره کنم و فضای کلوپ و دستگیری رویگری را داخل ایران فیلمبرداری کنم تا هزینه ها کم شود اما من نخواستم چون هم کار باسمه‌ای از آب درمی‌آمد و هم غیر قابل باور. به همین دلیل به ترکیه رفتیم تا صحنه ها واقعی از آب درآید ضمن اینکه افرادی که در لوکیشن ترکیه حضور دارند همه هنرور هستند.

 
* یکی از نکاتی که در فیلم “گناهکاران” مشهود است وجود حجم بالایی از بیان مشکلات اجتماعی مانند اعتیاد، فساد اخلاقی و مالی، پلیس فاسد و … است. فکر نمی کنید اگر حجم این اطلاعات کمتر می‌شد به فهم مخاطب کمک بیشتری می‌کرد؟

 
سام قریبیان: بله موافقم. حجم اطلاعاتی که ارائه می شود زیاد است اما این حجم اطلاعات تنها مربوط به ایران نمی شود و در همه جای دنیا معضل اعتیاد ، فساد مالی و پلیس فاسد وجود دارد. البته در کنار این حجم بالا به هیچ عنوان برای افراد نسخه نمی‌پیچیم و کاراکترها همان هستند که می‌بینیم و حرف زیادی درباره آنها بیان نمی شود.

 
* البته در طول فیلم به برخی از سئوال‌ها جواب می‌دهید.

 
سام قریبیان: از دید پلیس جواب داده می شود اما در نهایت حکم صادر نمی کنیم. پاسخ های “تدین” هم در واقع حل معما است.

 
* اگر پدر به هر دلیلی نمی توانست فیلمنامه را کار کند آیا کارگردان دیگری را در نظر داشتید؟

 
سام قریبیان: من اصلا فیلمنامه را ندادم که پدر بسازد، من فیلمنامه را به پدر دادم تا نظر خود را بگوید اما “گناهکاران” را پسندید و گفت که می خواهد این فیلمنامه را بسازد.

 
* چرا روی کشته شدن “آسمان” به عنوان زن اول فیلم مانور بیشتری ندادید. چون نحوه کشته شدن این زن نشان می داد که قتل یک انتقام‌جویی سختگیرانه بوده است.

 
فرامرز قریبیان: سوال خوبی است. اصلا نحوه کشته شدن دختر اینگونه نبود و متاسفانه سانسور شد.

 

 
سام قریبیان: “روانگر” آدم نرمالی نیست و نه تنها “آسمان” را به بدترین شکل ممکن می‌کشد بلکه فروشنده بلیت‌ سینما و مریم رهنما دوست آسمان را هم به طرز فجیعی می کشد. نکته این است که کشته شدن آسمان در فیلمنامه اینگونه نبود.

 
* چطور بود؟

 
فرامرز قریبیان: در فیلمنامه اصلی مقتول از پا آویزان شده بود و قطره های خون چکه چکه به زمین می ریخت و نحوه پیدا کردن جسد هم اینگونه بود که بچه‌های مدرسه برای بازدید از موزه حیات وحش دارآباد می روند و با جسد در آکواریوم مواجه می شوند.

 
* بعد چه شد؟

 
سام قریبیان: هیچ. ارشاد گفت که این بخش از داستان را بردارید چون خانم نباید در آب باشد.

 
* برای بازیگر نقش “روانگر”؛ پلیسی که قاتل هم هست چطور به رامبد جوان رسیدید؟

 
فرامرز قریبیان: برای هر کاراکتر دو یا سه کاندید داشتیم و درباره نقش روانگر هم به همین شکل بود که در نهایت به رامبد جوان رسیدم. البته به کاندیداهای دیگر هم فکر کردم اما دیدم تدین و روانگر باید با یکدیگر در کنتراست باشند به همین دلیل وقتی به رامبد جوان رسیدم مطمئن شدم که خود نقش است.

 
* سراغ رامبد جوان رفتن برای این نقشی که شما می‌خواستید نوعی ریسک بود چون مخاطب از او ذهنیت متفاوتی دارد و این آشنازدایی کار راحتی نیست.

 
فرامرز قریبیان: آشنازدایی نکته خوبی بود که اشاره کردید. در سینمای آمریکا همین اتفاق افتاده است به این معنا که تام هنکس در فیلم های طنز بسیاری بازی کرده است و اما وقتی که در اولین فیلم جدی‌اش یعنی “فیلادلفیا” بازی کرد، خوش درخشید و اتفاقا اولین اسکار خود را برای بازی در این فیلم گرفت. این اتفاق به نوعی برای خود من هم افتاده است به این معنا که سالها دوست داشتم یک نقش منفی که به درستی ساخته و پرداخته شده باشد بازی کنم اما هیچ کارگردانی نقش منفی به من نمی دهد.

 
* در اولین گزینه ها به بازی خودتان در نقش “تدین” در فیلم رسیدید؟

 
فرامرز قریبیان: نه اصلا اینطور نیست. وقتی دیدم نقش پلیس مسن وجود دارد گفتم چرا خودم آن را بازی نکنم به همین دلیل به بازیگر دیگری فکر نکردم.

 
سام قریبیان: نکته دیگری هم وجود دارد. بازیگر هم‌نسل پدرم که بتواند خوب بدود و همچنین از جهت فیزیکی قدرت بدنی داشته باشد وجود ندارد.

 
* چرا سام را برای بازی در نقش روانگر انتخاب نکردید؟

 
سام قریبیان: پارتی بازی نمی‌کنیم.

 

 
فرامرز قریبیان: حضور سام برای بازی کاراکتر روانگر قطعا دافعه ایجاد می کرد. حالا اگر پدر و پسر بودند شاید می شد بازی کرد اما ظرفیت همکار بودن را نداشتند و تماشاچی این تضاد را باور نمی‌کرد. به اعتقادمن یکی از عناصر مهم در امر فیلمسازی همین انتخاب های درست است. سالها پیش وقتی که خودم سوپر استار بودم و بالاترین دستمزدها را می گرفتم به کارگردان هایی که پیشنهاد کار می دادند می گفتم که فیلمنامه باید جذاب باشد که در کنار کارگردانی خوب و انتخاب یک بازیگر مطابق نقش، اثر خوبی از آب درآید. به همین دلیل هم سعی کردم تمام فاکتورهای ساخت یک فیلم خوب را رعایت کنم.

 
* با نگاه به لیست عوامل متوجه حضور جوانان در فیلم “گناهکاران” می‌شویم که یکی از آنها هومن بهمنش در مقام مدیر فیلمبرداری است. این در حالی است که انتظار می‌رفت برای فیلمبرداری این فیلم سینمایی سراغ علیرضا زرین‌دست که از هم‌نسلان خودتان هست، بروید.

 
فرامرز قریبیان: من معتقدم که سینما متعلق به جوانان است و باید در رشته های مختلف در فضایی صمیمی با یکدیگر رقابت کنند و در عین حال وقی کارگردانی سراغ یک فیلمبردار معروف می‌رود در نهایت فیلم ساخته شده را ناخودآگاه به حساب حضور فیلمبردار کارکشته می گذارند به همین دلیل سراغ جوانان این عرصه رفتم. جدا از هومن بهمنش، فردین خلعتبری آهنگساز، بهرام دهقانی تدوینگر هم از جوانان این پروژه بودند.

 
*آقای قریبیان در صحبت های خود اشاره کردید که به سینمای آمریکا علاقمند هستید اما نکته ای وجود دارد این است که خود شما هم شبیه به بازیگران آمریکایی هستید و به قول کیمیایی استایل آمریکایی دارید. گویا به شما گفته‌اند شبیه به آل پاچینو هم هستید. یا اصلا خودتان به این شباهت توجه داشتیه اید؟

 
فرامرز قریبیان: من بازیگری را براساس علاقه ام به سینمای آمریکا آغاز کردم و درباره آل پاچینو هم بارها مساله این شباهت را شنیده ام و خودم هم به این نقطه از شباهت رسیدم و جالب اینکه هم سن و سال هم هستیم.

 
*درباره نظر کیمیایی چه فکر می کنید؟

 
فرامرز قریبیان:  کیمیایی به من لطف دارد. من سینما را با کیمیایی شروع کردم، با هم سینما می رفتیم و در سینما رکس قرار می گذاشتیم و فیلم می دیدیم.

 
* کیمیایی فیلم “گناهکاران” را دوست داشت؟

 
فرامرز قریبیان: هنوز با مسعود صحبت نکردم که نظرش را بدانم.

 
*حرف آخر!

 
فرامرز قریبیان: من “گناهکاران” را ساختم چون فیلمنامه‌اش را دوست داشتم اما انتظارم این بود که حداقل سرمایه اولیه ام بعد از دو سال برگردد. برای ساخت این فیلم 650 میلیون هزینه کردم و فقط 200 میلیون تومان هزینه بازیگر دادم. اما در پایان این گفتگو از کانون ایران نوین گله دارم چون دو روز تبلیغات فیلم را پخش کرد و روز سوم آن را از بیلبوردها برداشتند و همین مساله به فیلم لطمه زد. هچنین سازمان زیباسازی شهرداری هم فقط یک محیط تبلیغاتی به فیلم در بزرگراه صیاد شیرازی داده بود که آن هم برداشته شد.

 
حال حرفم این است که ای کاش همه فیلم ها به یک اندازه از تبلیغات سهم داشتند.

 
گفتگو از پریسا ساسانی و بیتا موسوی

 

Check Also

کشف یک طرح مخفی پشت «مونالیزا»

یک دانشمند به کمک دوربین‌های پیشرفته یک طراحی مخفی در لایه‌های زیرین نقاشی «مونالیزا» کشف …