کودکان ناکجاآباد ذهنیشان را نقش می‌‌زنند/ وقتی شاهان قاجار همه کمر باریک بودند


به گزارش خبرنگار مهر، نشست پژوهشی هنر با موضوع “فرم و محتوا در هنر” امروز دوشنبه 17 تیرماه، با حضور محمدعلی رجبی، محمد خزایی و مرتضی گودرزی‌دیباج در سالن سینما تك موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.


در ابتدای این نشست محمد خزایی گفت: هنرمندان محتوا را با آنچه که دارند ارائه می‌دهند مانند شعر یا نقش. البته هنرمندان به واسطه آموزه‌هایی که در محیط اطراف خود دیده‌اند فرم را نیز می‌سازند.


نقاشان دوران فتحعلی‌شاه هم فرم می‌دانستند


وی افزود: هرچند بسیاری از هنرمندان معتقدند که مقید به فرم نیستند ولی تفکر هنرمند به واسطه محیطی که در آن رشد کرده خود به خود فرم می‌سازد.


این مدرس گرافیک دانشگاه تهران فرم‌گرایی را گزینه‌ای ناگزیر در هنر نقاشی دانست و بیان کرد: در خیلی از آثار هنری می‌بینیم که هنرمند می‌خواهد طبیعت‌گرا باشد و از طبیعت نقاشی بکشد ولی ناکزیز گذرش به فرم‌گرایی می‌افتد.


وی تصاویری را که از فتحعلی‌شاه قاجار موجود است نوعی فرم‌گرایی خواند و گفت: در نقاشی‌هایی که از فتحعلی‌شاه موجود است همگی یک سن خاص و اندازه ریش‌های یکسان، کمری باریک، مردی چهارشانه، یک ریخت اساطیری و .. را نشان می‌دهد و همه می‌دانیم که این واقعیت نداشته است. این نشان می‌دهد فرم و محتوا در این دوره هم مهم بوده است.


خزایی ادامه داد: یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های هنرمند این است که وقتی می‌خواهد معنایی را با یک فرم بیان کند به دنبال ماندگاری معناست. یکی از راه‌هایی که هنرمندان ایرانی به آن پرداخته‌اند این است که زیبایی را در کنار فرم قرار می‌دادند که با این کار هم فرم و هم محتوا ماندگار می‌شود.


این هنرمند گرافیست سخنان خود را با ذکر این جمله که زیبایی در هنر ایران نگهدارنده محتوا است، به پایان برد.


بررسی نقاشی کودکان


در ادامه محمد علی رجبی، هنرمند نگارگر و پژوهشگر هنر نمونه اصلی انطباق فرم و محتوا را نقاشی کودکان عنوان کرد و گفت: کودکان هر چه می‌کشند همان چیزی است که هستند و تحقیقات زیادی این نکته را ثابت کرده است.


وی افزود: کودک در یک ناکجاآبادی است که ما نمی‌دانیم کجاست. کودک به جهان آن گونه می‌نگرد که هست، به همین خاطر صادق‌ترین اثر هنری را یک کودک خلق می‌کند. ما احتیاج داریم که خودمان را با محتوا یکی کنیم، انسان با محتوای دل و عقل خود کار می‌کند و وقتی این دو محتوا یکی شوند یک اثر هنری خوب خلق می‌شود.


رجبی  با ذکر این جمله که “ما در عالم هنر سر و کارمان با عالم روح است”، تصریح کرد: ما همگی انسان‌های هستیم که از طریق روحمان سیر می‌کنیم. سیر جسم ما مشخص و معلوم است و کسی تمایل ندارد آن را بداند. این سیر روح هنرمند است که مخاطب دارد.


وی ادامه داد: برخی هنرمندان می‌گویند که ما متعلق به 150 سال بعد هستیم. یک هنرمند چون با روح خود زندگی می‌کند می‌تواند این ادعا را داشته باشد ولی وقتی بخواهد روحیات خود را در هنر منعکس کند باید عقل را هم دخالت دهد تا یک اثر با فرم و محتوای ذهنی و روحی را تجسم عینی ببخشد.


این پژوهشگر هنر، علمی را که برای روح حجاب شود در هنر مضر دانست و گفت: تحقیق نظری، علمی و تجربی که با روحیات یک فرد آمیخته شود می‌تواند منجر به خلق اثر شود.


دبیر سه دوره جشنواره تجسمی فجر که نگارگر نیز هست گفت: در نگارگری ما به خصوص در آثار قدما آنقدر دقیق یک درخت را می کشیدند که یک محقق گیاهان می‌تواند آن درخت را مورد بررسی قرار دهد. این یعنی تلفیق درست تکنیک به عنوان فرم با محتوای طبیعت‌گرایی.


نگارگران ایرانی هم پرسپکتیو می‌دانستند اما نمی‌خواستند از آن استفاده کنند


وی به بحث پرسپکتیو و فرم و محتوا پرداخت و گفت:‌ اگر قرار باشد تصاویر هنرمندان گرفتار مبانی ظاهری هنرهای تجسمی باشد، نمی‌توانند جواب بگیرند. تصاویر باید شفاف باشند و از پرسپكتیو دور شوند. همیشه فرم و شكل تابع محتوا است. در بررسی یك اثر هنری باید دید كه محتوا چیست كه چنین شكلی گرفته است. عده‌ای ناآگاه نسبت به نگارگری ما می‌گفتند در آن زمان نگارگران پرسپكتیو نمی‌دانستند اما می‌بینیم كه در آن دوران درباره پرسپكتیو سخن گفته می‌شود و در آثار قدیم در این رابطه تحقیق شده است و متوجه می‌شویم كه در آن زمان پرسپكتیو یا آناتومی بدن را می‌شناختند اما نمی‌خواستند از آن استفاده كنند.


وی به تاثیر  هنر انقلاب در فرم و محتوای نقاشی ایران اشاره کرد و گفت: هرگز كسی نمی‌گوید كه فرم و محتوای آثار جوانان موید انقلاب است و به مرور كه جلو می‌روند و هر مقدار كه محتوا در دل هنرمند جا باز می كند، آثار هنرمند نیز مصداق محتوا می‌شود.


وی نقطه مشترک هنرمندان و عرفا را صحبت کردن از دل توسط هر دو گروه دانست و در پایان گفت: مبدا حرف تمام هنرمندان و عرفا این است که هر دو صحبت از دل می‌کنند و باقی مردم از عقل صحبت می‌کنند.


شاید فرم و محتوا دغدغه هنرمندان ما نباشد


در بخشی از این نشست مرتضی گودرزی دیباج، دبیر نمایشگاه فصل تامل و مدیر امور تجسمی حوزه هنری که خود برای حضور در این نشست با تاخیر به سالن وارد شد در پاسخ سوال مجری مبنی بر این که آیا جریان مشخص و تاثیرگذاری در  نقاشی ایران داریم یا خیر؟، گفت: اگر بنا باشد که پرسشی از فرم و محتوا شود باید بدانیم که ایا این پرسش به درد جامعه محدود هنری ما می خورد یا نه؟


وی افزود: حقیقت این است که متاسفانه به دلایل زیادی مانند عدم وجود تعامل واقعی میان هنرمندان با جامعه اطراف خود و یا نداشتن فصل مشترک مبان هنرمندان با مخاطبانشان حرف‌هایی را می‌زنیم که براساس تجربه و بدون هیچ پژوهشی است.


گودرزی دیباج ادامه داد: ما باید یک سری داده‌های قابل اعتنا داشته باشیم که یک کار محتوایی خوب روی آن انجام شده باشد. ما حتی نمی‌دانیم که چند نفر هنرمند داریم تا برای آنها برنامه ریزی کنیم.


آدمی داریم 60 سال است کار هنری اشتباه می‌کند


وی با ذکر این جمله که “شاید فرم و محتوا دغدغه هنرمندان ما نباشد” بیان کرد: کسانی را سراغ دارم که 60 سال است کار هنری می‌کنند ولی همیشه هم اشتباه می‌کنند اما جامعه ما که همیشه با تعارفات همراه است به او متذکر نمی‌شود و به او نمی‌گوید که از اول اشتباه کرده است. کسانی را هم در هنر داریم که در حوزه هنر براساس ظاهر به سمت دین و خدا می‌روند و بعد هم یقه سیستم‌های دولتی را می‌گیرند و حمایت می‌خواهند اما اینها کسانی هستند که مفاهیم عالی را با ظاهری سخیف ارائه می دهند.


مدیر امور تجسمی حوزه هنری پایین آمدن سطح ذائقه تصویری ما را در این سی سال از عمده مشکلات جامعه دانست و بیان کرد: الگوی برتر ما برای راهنمایی قرآن است. در فلسفه زندگی که در قرآن آمده است می‌خوانیم که خدا برای خلق انسان به سراغ گِل می‌رود و کالبد ما را با مهندسی دقیق می‌سازد و بعد در ما روح می‌دمد تا محتوا داشته باشیم. یعنی ابتدا جسم یعنی فرم را به بهترین نحو می‌سازد بعد روح یا محتوا می‌دهد و سپس به خود احسنت می‌گوید.


وی ادامه داد: این جریان خلقت آدمی این پیام را به هنرمند می‌دهد که اول باید با توان کامل خود و با ساخت هنری درست اثر هنری را خلق کند بعد به آن روح و محتوا دهد.


بعضی‌ها استادی را به خود می چسبانند


گودرزی دیباج در بخش پایانی صحبت‌های خود به زود استاد شدن برخی هنرمندان خرده گرفت و گفت: برخی از افراد آنقدر زود استادی را به خود می‌چسبانند که دیگر نمی‌توان این واژه را از آنها جدا کرد.


این نشست در کنار نمایشگاه “فصل تامل” برگزار شد که این نمایشگاه فعالیت سه سال مركز هنرهای تجسمی حوزه هنری است كه تا 10 مرداد در موزه هنرهای معاصر تهران و نگارخانه ابوالفضل عالی و گالری شماره یك خانه عكاسان حوزه هنری بر پاست.


نمایشگاه “فصل تامل” آثار هنرمندانی چون حسین نیرومند، كاظم چلیپا، مسعود شجاعی طباطباعی، حسین غلامی، حمید عجمی، مرتضی اسدی، محمد خزایی، احمدآقا قلی‌زاده، ایرج اسكندری ، غلامعلی طاهری، احمد خلیلی، نادر قشقایی و … در معرض دید عموم قرار می گیرد. تعداد آثار نقاشی در نمایشگاه 67 اثر، خوشنویسی 100 اثر، نگارگری 15 اثر، پوستر 70 اثر، كاریكاتور 100 اثر و حجم سازی 26 اثر است.

Check Also

کشف یک طرح مخفی پشت «مونالیزا»

یک دانشمند به کمک دوربین‌های پیشرفته یک طراحی مخفی در لایه‌های زیرین نقاشی «مونالیزا» کشف …