میراث‌فرهنگی ما شهادت می‌دهد ایرانیان هیچگاه در پی مداخله سلطه‌جویانه در محیط زیست نبوده‌اند

ImageHandler.ashx

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در هم اندیشی نقاشی ایرانی و محیط زیست در آثار استاد فرشچیان گفت: میراث فرهنگی ما شهادت می دهد ایرانیان هیچگاه در پی مداخله سلطه جویانه در محیط زیست نبوده اند.

مسعود سلطانی‌فر معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در نشست هم اندیشی نقاشی ایرانی و محیط زیست در آثار فاخر استاد فرشچیان که صبح امروز در سالن اجتماعات سازمان حفاظت محیط زیست و با حضور معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، حمید چیت چیان وزیر نیرو و جمعی از صاحبان علم و ادب برگزار شد، گفت: مناسبات ایرانی و محیط زیست ایران در بستر تاریخی و فرهنگی از سه منظر در خورِ بررسی است. نخست آنکه فلاتِ ایران به خاطر قرار گرفتن در محل اتصالِ سه قاره آسیا و اروپا و آفریقا ناخواسته تبدیل به یک پلِ وسیع شده است که هم بخشی از خصوصیات هر یک را به عاریت گرفته، و هم تبدیل به زمینه آمیزش طیف متنوعی از ویژگی‌های طبیعی آنها شده است. به این اعتبار محیط زیست ایران هم به آنها شبیه است و هم خصوصیات منحصربفرد و بدیعی دارد. سرزمین ایران اصولاً در کمربند بیابانی کره زمین واقع شده است اما بواسطه موارد مزبور چهره‌ای یکدست بیابانی مثل صحاری شمال آفریقا یا شمال شرقی آسیا ندارد. در ایران هم جنگل‌های هیرکانی قاره اروپا حضور دارند و هم پلنگ آسیایی.

وی ادامه داد: علاوه بر این ورود کوهستان به معادلات زیستی ایران تأثیر عمیقی بر کیفیت طبیعی سرزمینمان گذاشته است. کوه‌های ایران نه آنقدر مرتفعند که مثل فلات تبت بخشی از جهان را از بخشی دیگر جدا و متفاوت سازند، نه آنقدر کوتاهند که مثل استپ‌های میانه آسیا باعث یکنواختی شوند. کوه‌های ایران نه آنقدر فشرده‌اند که مثل آلپ سدی ستبر مقابل تعاملات طبیعی و انسانی پدید آورند و نه آنقدر پراکنده‌اند که نتوان نام کوهستان بر آن نهاد. کوه‌های ایران به اعتبارِ صفاتشان مبدل به مؤلفه‌ای بسیار مهم و جدایی ناپذیر از مسئله حیات طبیعت و انسان شده‌اند. به دلیل وجودشان شما در هر نقطه از ایران که دایره‌ای به شعاع صد کیلومتر تصور کنید، اختلاف ارتفاع و درجه حرارت و بافت حیوانی و پوشش گیاهی و منابع آب و خاک در آن حتماُ بسیار زیاد و متنوع است.

سلطانی‌فر با اشاره به اینکه در ایران با محیط زیستی بسیار متنوع و غنی مواجهیم، ادامه داد: این تنوع ناشی از تلاقی سه قاره و پوشیدگی با کوهستان، و غنای ناشی از قرارگیری در میانه جهان و مشخصه‌های زمین‌شناختی کوه‌ها است.

معاون رئیس جمهور یادآور شد: دوم اینکه فلاتِ ایران از دیرباز به محلی برای سکونت انسان بدل شده است. حتی همین امروز که جمعیتِ بشر به بیشترین تعدادِ خود در تمام قرون و اعصار رسیده است، تنها دوازده درصد کره زمین مسکون شده است. در حالیکه تا سیصد سال پیش همین سطح نیز بسیار کوچک‌تر از وضع فعلی بوده است. هر چه به عقب‌تر می‌رویم پهنه‌ای که مسکون بوده کوچکتر می‌شود. اما سرزمینِ ایران به دلیلِ آن تنوع و غنایش، و آن امکاناتی که تلفیقِ کوهستان و بیابان ایجاد کرده است، همیشه مسکون بوده است؛ یعنی برای سکنی‌گزیدن، سکونت کردن، و سکینه انسان مناسب بوده است. قدمت زیست آدمی در ایران کمتر از قدمتِ مهاجرت اجدادِ هوشمند ما از مسقط‌ الرأسِ خود نیست. بنابراین از هزاره‌های دیرین انسان و محیط زیستش در ایران با هم تعامل تنگاتنگ داشته اند. همین تعاملِ قدیمی باعث شده است که معمای چندوجهیِ حیات برای ایرانی رفته رفته حل و فصل شده ؛ شاهدِ آشکارش اینکه تقریباً تمام گونه‌های جانوری و گیاهی، و تمام عوارض طبیعی ایران اسامی بسیار بسیار کهنی دارند؛ آنقدر کهن که فهمیدن معنای اکثر آنها امروز برای ما دشوار است. به این اعتبار باید گفت که میراث فرهنگی ما تنیده در میراث طبیعی ماست، و قدمت هر دو به اندازه قدمت نشر بشر به روی زمین است.

رئیس سازمان میراث فرهنگی افزود: سوم اینکه فلاتِ ایران را اگر به اعتبارِ بیابانی بودنش یک محیطِ گرم و خشک در نظر بگیریم، برای سکونت و پهن کردنِ بساطِ زیست جایی نامساعد است که چنگی به دل نمی‌زند؛ همانطور که نجدِ عربستان و صحرای ترکستان و مغولستان همیشه تاریخ جز برای عبور و مرور و چرای احشامِ مردمانِ کوچرو نبوده است.

وی با اشاره به اینکه سرزمین ایران به دلیل اجتماعِ بیابان با کوهستان، و به خاطر در میانه جهان واقع شدنش صاحبِ استعداد شده است؛ کوه‌ها استعداد اعتدال و راه‌ها استعداد جهانی شدن را پدید آورده است، ادامه داد:  حتی در سرزمینِ مستعد نیز برای انسان رسیدن به تمنیاتش آسان نیست. ایرانی نمی‌تواند به مانند همنوعانش در هند و چین و بین‌النهرین و مصر زمین را با آبِ رودهای پهناور سیراب کند و نمی‌تواند مانندِ همنوعانش در اروپا چوب درختان را برای ساخت سرپناه و ابزار آسان در اختیار گیرد. هنر ایرانیان در طولِ دوران سکونتشان در این سرزمین این بوده است که پرده از استعدادهای محیط زیستشان کنار زده‌اند و ظرفیت‌های بالقوه آن را با تلاش و حوصله بالفعل کرده‌اند. در این مسیر ناچار بوده‌اند که به دقت حال و احوال آن را مطالعه کنند، زیر و بم‌های آن را متوجه شوند، و حساسیت‌هایش را به جا آورده و مراعات کنند. چه صفتی بهتر از پرستاری می‌توان سراغ گرفت برای این الگوی فکر و عمل ایرانی‌ها ایرانی با دقت و ظرافت از ایران پرستاری کرده است، و سرزمین نازنین ایران به ازایش خود را و ظرفیت‌های خود را بر او آشکار ساخته است.

معاون رئیس جمهور اضافه کرد: تمام آثار و بقایای هنری و ادبی و فنی و علمیِ ما و به عبارتی همه میراث فرهنگی ما شهادت می‌دهند بر اینکه ایرانیان در طول تاریخِ درازآهنگ خود موفق شده‌اند معماهای پیچیده محیط مستعد ایران را با حکمت پرستارانه حل و فصل کنند. آنان موفق شده‌اند به محضرِ طبیعت مشرف شود، و از آن تنعم جویند میراث فرهنگیِ ما شاهدی است بر این مدعا که ایرانی‌ها هیچگاه در پی مداخله سلطه‌جویانه و تصرفِ جبری بر محیطِ زیست نبوده‌اند. میراث فرهنگیِ ما نشان می‌دهد که حضورِ چند هزار ساله انسان در این سرزمین هیچگاه باعثِ برانگیختنِ واکنش‌های نامطلوب طبیعت نسبت به حضور انسان نشده است. هنرهای ایرانی نیز به عنوان شاخه‌ای از میراث فرهنگی ما بر این مسائل دلالت دارند. این هنرها، هم از کیفیتِ منحصربفردی در تاریخ هنر بشر برخوردارند زیرا زاییده کیفیت تعامل ایرانی با سرزمینش هستند، و هم آدمی را چون عضوی از سامانه بزرگ طبیعت نشان می‌دهد که در کنارِ تمامِ مراتب و مظاهر در آن به مثابه  پاره‌ای از این تن مشترک حضور دارد؛ از زمین و ماه و ستارگان تا حیوانات و جانوران و تا انواع گیاهان و درختان.

رئیس سازمان میراث فرهنگی افزود: انسانِ نگاره‌های ایرانی زانوی ادب در برابر طبیعت به خاک زده است. اگر گل در نگارگریِ ایرانی وجود دارد، گل بریده شده از ریشه نیست. اگر درخت در نگاره‌ها ترسیم شده است، درختی که از جای خود درآمده و در گلدان پرورش داده شده نیست. همه‌ عناصر طبیعت در صورت کمال خود حضور دارند، و وجه آسمانی آنها پررنگ‌تر از وجه خاکی و زمینیشان است.

معاون رئیس جمهور گفت: در دوران معاصر متأسفانه به دلایل مختلف و متعدد کل جامعه جهانی دچار این توهم شده است که می‌تواند در طبیعت خود تصرف جبری و در سامانه طبیعت رفتارِ مداخله‌جویانه کند. ما نیز به ناخودآگاه سهیم در اجرای این برنامه شده‌ایم. به چراییش کاری ندارم اما اکنون که از تمام خط قرمزهای طبیعت عبور کرده‌ایم و این مادرِ بخشاینده ما تصمیم به دفع عامل مخلِ تعادل خود یعنی خودِ ما گرفته است، باید به جبران رفتار خود بپردازیم. چه راهکاری بهتر از رجوع به سنت پرستاری از محیط، و درس آموختن از میراث فرهنگی چند هزار ساله‌مان ما چاره‌ای جز رعایت نداریم.

رئیس سازمان میراث فرهنگی در پایان گفت: اصول و راهکارهایی که آنها را در آثار ارزشمند و منحصربفرد استاد فرشچیان به وضوح مشاهده می‌کنیم.

Check Also

بقایای سالم یک خرس عصر یخ در شمال روسیه پیدا شد

محققان می گویند یک شکارچی گوزن شمالی در شمال دور روسیه که بخشی از قطب …